هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ حصار کشیده است چون باغ بی دیوار از
آسیب مصون نیست و میوه محصول برای باغبان نمی ماند هیچ کس هم با نام و بهانه آزادی
، دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شب ها درب حیاطش را باز نمی گذارد ، چون رخنه
دزد جداست . هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهر خود را بدون حفاظ در معض دید رهگذران
نمی گذارد تا بدرخشد ، جلوه کند و دل برباید چون خود جواهر ربوده می شود هر چه
قیمتی تر باشد ، بیم ربودن و غارت بیشتر و بیشتر و مراقبت لازم تر است این ها فرمان
عقل ماست ، به اقتضای تجربه اگر در شیشه عطر را باز بگذاریم عطرش می پرد . اگر در
مقابل پنجره خانه طوری نزنیم از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهیم بود .
وقتی راه ورود پشه ها را می بندی ، پشت پنجره اتاقت پرده آویزی خانه خود را از ورود
بیگانه و نگاه های مزاحم در پناه قرار داده ای نه که خود را در قید و بند حصار
افکنده باشی . این را هم عقل و تجربه ات فرمان می دهد اگر برای ایمنی از خطر ها و
آسودگی از مزاحمان خود را بپوشانی ، نه که ایراد می گیرد و اگر هم ایراد بگیرد
اعتنا نمی کنی ، چرا که سخنشان را بی منطق و ناآگاهانه می دانی و می بینی اینکه (
دل باید پاک باشد ... ) بهانه ای برای گریزی جاهلانه از همین مصونیت هاست و آویختن
به شاخه لاقیدی و گرنه ، از دل پاک هم نباید جز نگاه پاک برخیزد . سادگی و خامی است
که کسی خود را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم و چشم های ناپاک قرار دهد و به
دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال کند بیمار دلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمی
اندازد و از هر نگاه ها و نیش پشه های شهوت در امان می ماند . بعضی نگاه ها ویروس (
گناه ) منتشر می کنند و بعضی از چهره ها حشره مزاحمت جمع می کنند . خراب کردن همه
دیوارها و برداشتن همه پرده ها و باز گذاشتن همه پنجره ها نشانه تیره اندیشی است نه
روشن فکری ! علامت جاهلیت است نه تمدن ، می گویی نه ؟! به طومار کسانی نگاه کن که
پس از رسوایی و بی آبرویی با دو دست پشیمانی بر سر غفلت خویش می زنند و بر جاهلیت
خود لعنت می فرستند . کسی که از جماعت رسوا نگریزد رسوای ماعت می شود آنکه ایمان را
به لقمه ای نان می فروشد ، آنکه یوسف زیبایی را با چند سکه قلب عوض می کند ، آنکه
کودک عفاف را جلوی صدها گرگ گرسنه می برد و به تماشا می گذارد ، روزی هم پشت دیوار
ندامت اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد گذاشت و در آخرت هم به آتش بی پروایی خود
خواهد سوخت باید مواظب بود این کاسه چینی نشکند و این جام بلورین ترک بر ندارد .
نباید به پای بیگانه اجازه ورود به مرز نجابت داد که بوته های نارس عصمت را لگد مال
کند .

ولی گریه بی حاصل است و بی ثمر ...

وقتی شاخه شکست و گل چیده شد .